هر كسي پس از تو آمد خلوت منو به هم زد
باز امشب ديوونه شدم . نميدونم چرا دلم هواي تو رو كرده . نميدونم چرا تو رو ميخواد . شايد هنوز باور نداره كه رفتي .ديوونه است ديگه از ديوونه هم هيچ توقعي نيست . اما اين ديوونه خيلي خره . اين دل غمگين شده . اگه ميخنده زوركيه . اگه ميخنده واسه اينه كه كسي نفهمه چه آتيشي زيرش پنهونه .
اگه خودشو بي تفاوت نشون ميده . اگه ميگه كه بهت فكر نميكنه . اگه ميگه زندگيش بدون تو راحته .... اگه .... دروغ ميگه ..... نميدونم چرا...؟؟؟ شايد اينم به خاطر خريتش باشه .
ديگه كنترل چشمهام دست خودم نيست . نميدونم چرا وقتي چند دقيقه تنها ميشم يه دفعه يه چيزي از گوشه چشمم مياد پايين .مامان در اتاق رو باز ميكنه و ميگه اميد چرا چشمهات قرمزه !!!! ميگم نميدونم . ميگه اگه خسته شدي ديگه امشب درس نخون . منم بهش ميگم باشه . ديگه امشب درس نميخونم .
نميدونه تو دل كوچيك پسرش چه خبره . نميدونه دل پسرش رو شكستن . نميدونه باهاش چيكار كردن . نميدونه پسرش چقدر غم داره . نميدونه پسرش تا پاي خودكشي هم رفت اما به خاطر كسايي كه دوستشون داره ..... داره تحمل ميكنه ......
كي ميتونه خال منو بفهمه . كي ميتونه مرهم درد من بشه .
يه روز گفتم آزادم . آزادم كه عاشق شدم . يه روز گفتم آسمان مال من است . اما حالا ميگم ديونه شدم ......
كجايي تو . چرا ديگه نميبينمت . اصلا مياي اينجا بخوني . يادت هست قمل دادي . يا قولت هم مثل بقيه حرفات بود . يعني فراموش كردي ......؟؟؟؟
لحظه احظه زندگيم شده درد . شبها وقتي بقيه دارن رؤياهاي قشنگ ميبينن من بايد بيدار بمونم وقتي هم كه به هزار زحمت بخوابم بايد كابوس ببينم .
اينا حق من نبود . مگه مجازات دوست داشتن چقدره ؟؟؟...... چرا كسي چيزي نميگه .؟؟؟؟؟ چرا همه دارن به حال من ميخندن ؟؟؟؟ چرا چشمهام بارونيه ؟؟؟؟چرا ديگه صداي قلبم رو نميشنوم ؟؟ چرا ديگه آروم نميشم . چرا همه براي من مثل هم شدن ؟؟ چرا تو زندگيم شادي نيست ؟؟؟چرا وقتي ميخوام از دوست داشتن حرف بزنم بغضم ميگيره ؟؟؟؟
يادت هست گفتي يه همسفر هميشگي ميشي ؟؟ باهم ميريم سفر ... يادت هست گفتي دستم رو بگير... يادت مياد گفتم تو چشام نگاه كن . يادت هست گفتم دوستت دارم ......يادت مياد گفتم عاشقتم ... يادت هست تو هم گفتي دوستم داري . يادت هست ........
تو بچه بودي . اما من فكر كردم بزرگ شدي . هنوز هم بچه اي ولي فكر ميكني كه بزرگ شدي . مشگل من اين بود كه از همون اول بزرگ بودم . مشكل من اينه كه نميتونم فراموش كنم . حداقل نميتونم كمتر يادم بياد
خدايا صدامو ميشنوي اگه ميشنوي كمكم كن . كمكم كن . كمكم كن . كمكم كن. كمكم كن .
اوني كه ميخواستي تو غبارا گم شد
مرغي شد و پشت حصارا گم شد
اسم تو رو رو بال مرغها نوشت
رو كُنده ي سبز درختها نوشت
يه روز كه بارون مياومد بهش گفت
يه روز ديگه رو موج دريا نوشت
دريا با موج هاش اونو از خودش روند
مرغ هوا گم شد و اونو گريوند
باد اومد و تو جنگلها قدم زد
اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببين جدايي چه به روزش آورد
چه سرنوشتي كه براش رقم زد
اوني كه ميخواستي تو غبارا گم شد
مرغي شد و پشت حصارا گم شد